یاسین . میم

پیام های کوتاه
کلمات کلیدی

۱۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۹اسفند

نوبهار است، در آن کوش که خوش‌دل باشی

که دمی گُل بدمد خاک و تو در گِل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

یاسین . میم
۲۶اسفند
دیشب از اصفهان برگشتم قم. مادربزرگ یکی دو هفته است که شدیدا زانوهاش درد می‌کنه و مامان مادربزرگ رو خونه خودمون آورده. اصلا نمی‌تونم باور کنم! اون مامان بزرگ شمالی و بانمک و سرحال که هر سال عید خونه‌ش پناهگاه تمام فامیل بود و اون‌جا دور هم جمع می‌شدیم. مامان‌بزرگی که همیشه ناهارهای عیدش خوش‌مزه بود... اصلا نمی‌تونست غذای بدمزه درست کنه! الان روی تخت افتاده و فقط آه و ناله می‌کنه. نگاهش سرد شده. پشت سر هم می‌گه: « ای خدا... ای‌ خدا... ای خدا جان... پام... دارم می‌میرم... دارم می‌میرم... دارم می‌میرم... »
صداش آروم آروم محو می‌شه و درد جاش رو می‌گیره...
« یاسین... یاسین... در رو ببند... »
بلند‌ می‌شم و در اتاق رو می‌بندم، ولی
انگار اصلا فکرش کار نمی‌کنه و نمی‌تونه بفهمه که من در رو بستم...
«
در رو ببند.... در رو ببند... »
 باید بگم: « مامان‌بزرگ جون در رو بستم » تا متوجه بشه.
و دوباره: « ای خدا... ای خداجان... دارم می‌میرم... دارم می‌میرم... »
یاسین . میم
۲۴اسفند
در باغچه مقابل یکی از میلیون‌ها ساختمان بلند شهر، جای خالی‌ای - درست به اندازه یک زن - در میان بنفشه‌ها و لاله‌هایی که دست در دست باد می‌رقصیدند به جا مانده‌ بود.
زنی دست در موهایش کرده بود و می‌گریست، فحش می‌داد و به خودش لعنت می‌فرستاد، ای‌کاش چند وجب آن‌طرف‌تر، روی سنگ‌فرش‌های سرد و سنگی پیاده‌رو می‌افتاد!
مردی به نرده های باغچه تکیه داده بود و به جای خالی زن چشم دوخته بود. خاکستر سر سیگار را با انگشت اشاره‌اش تکاند و دود را از ریه‌هایش بیرون داد.
سیگار می‌کشید و به زن فکر می‌کرد.
همان‌طور که سیگار ذره ذره می‌سوخت و محو می‌شد، ذراتی از وجود مرد هم دود می‌شد و در دست باد ناپدید می‌شد...
راستی! مرد سیگار می‌کشید یا سیگار مرد را می‌کشید؟
یاسین . میم
۱۷اسفند

شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه امروز صبح، طرح حذف کردن ضرب‌المثل « کبوتر با کبوتر، باز با باز / کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز » را تصویت کرد. لازم به ذکر است که در هفته گذشته اعتراضاتی به این بیت شعر به دلیل تبلیغ هم‌جنس‌گرایی صورت گرفته بود.

یاسین . میم
۱۷اسفند

لوزی : ( Low-Zi ) واژه‌ای انگلیسی، قشر کم درآمد جامعه، کسانی که وضعیت مالی متوسط به پایینی دارند.

یاسین . میم
۱۷اسفند

بولوار: [ اَب ] پدر جنگ، ترکیبی در زبان عربی به معنای جنگ‌طلب، کسی که جنگ راه می‌اندازد.

یاسین . میم
۱۵اسفند

پاها را باید شست...


سهراب سپهری - نماز جماعت دبیرستان

یاسین . میم
۱۳اسفند



چهارتا مربع ۱۸ سانتی‌متر در ۱۸ سانتی‌متر رو به ۳۶ قسمت مساوی تقسیم کنید و با استفاده از گواش یه چینش رنگ از چهار فصل ارائه بدید.
این صورت مسئله بود، صورت مسئله تمرین درس بیان معماری ۲ که روز یک‌شنبه تحویلش دادم. قبل از دانشگاه، وقتی که رشته ریاضی می‌خوندم تجربه چالش‌هایی از این جنس رو نداشتم. یه تمرین جالب دیگه‌ای که ترم قبل داشتیم این بود: ما رو به بازدید از یه خونه تاریخی تو اصفهان بردن که الان کارگاه ساخت صنایع‌دستی شده. بازدیدمون ۲ ساعت طول کشید و تکلیف جلسه‌ بعد این بود: حس‌تون از این خونه تاریخی رو در قالب یه حجم بسازید و بیارید :))

من و هم‌اتاقیم ( علی ) از ده شب شروع به کار کردیم، علی یک‌ونیم شب کارش رو تموم کرد. کار من‌ هم نزدیکای چهار صبح تموم شد:



یاسین . میم
۱۳اسفند



آیا می‌دانستید که هندزفری‌ها پس از شسته‌شدن هم‌چنان کار می‌کنند؟

هندزفریم توی جیب شلوارم بود و توی ماشین لباس‌شویی شسته شد :)


به نظر می‌رسه اضافه بر این که حسابی تر و تمیز و خوش‌بو شده، کیفیت صداش هم بهتر شده :))

یاسین . میم
۱۱اسفند


پروانه و پدرش نورالله علی‌زَی در کنار خیابان بساط پهن کرده‌اند. سگی جلو می‌آید و بساط را به هم می‌ریزد.
پروانه: گم شو!
سرباز طالبان ( به پدر ) : چرا این دختر صداش رو بلند می‌کنه؟ اون حق نداره داد بزنه. توجه‌ها رو به خودش جلب می‌کنه.
سرباز طالبان کم سن و سال است، پشت لب‌هایش تازه سبز شده.
پدر: دست بردار. اون یه دختر کوچولوئه.

یاسین . میم
۱۱اسفند



نان‌آور ( The Breadwinner ) یکی از نامزدهای اسکار ۲۰۱۸ در بخش انیمیشنه. داستان فیلم توی افغانستانِ تحت حکومت طالبان می‌گذره. نورالله علی‌زًی، پدر خانواده به جرم داشتن کتاب‌های ممنوعه و تدریس به زنان توسط طالبان دست‌گیر می‌شه و پروانه، دختر کوچک خانواده موهایش را کوتاه می‌کنه و به عنوان یک پسر در جامعه حاضر می‌شه تا بتونه به خانواده‌اش کمک کنه، تا بتونه برای دوباره دیدن پدرش تلاش کنه...

یاسین . میم
۰۷اسفند

کفش‌هایم کو؟
چه کسی بود صدا زد سهراب؟


سهراب سپهری - روز اول مهر

یاسین . میم