...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


۸۴

نوبهار است، در آن کوش که خوش‌دل باشی

که دمی گُل بدمد خاک و تو در گِل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی


مادربزرگ

دیشب از اصفهان برگشتم قم. مادربزرگ یکی دو هفته است که شدیدا زانوهاش درد می‌کنه و مامان مادربزرگ رو خونه خودمون آورده. اصلا نمی‌تونم باور کنم! اون مامان بزرگ شمالی و بانمک و سرحال که هر سال عید خونه‌ش پناهگاه تمام فامیل بود و اون‌جا دور هم جمع می‌شدیم. مامان‌بزرگی که همیشه ناهارهای عیدش خوش‌مزه بود... اصلا نمی‌تونست غذای بدمزه درست کنه! الان روی تخت افتاده و فقط آه و ناله می‌کنه. نگاهش سرد شده. پشت سر هم می‌گه: « ای خدا... ای‌ خدا... ای خدا جان... پام... دارم می‌میرم... دارم می‌میرم... دارم می‌میرم... »
صداش آروم آروم محو می‌شه و درد جاش رو می‌گیره...
« یاسین... یاسین... در رو ببند... »
بلند‌ می‌شم و در اتاق رو می‌بندم، ولی
انگار اصلا فکرش کار نمی‌کنه و نمی‌تونه بفهمه که من در رو بستم...
«
در رو ببند.... در رو ببند... »
 باید بگم: « مامان‌بزرگ جون در رو بستم » تا متوجه بشه.
و دوباره: « ای خدا... ای خداجان... دارم می‌میرم... دارم می‌میرم... »

محاسبات اشتباه

در باغچه مقابل یکی از میلیون‌ها ساختمان بلند شهر، جای خالی‌ای - درست به اندازه یک زن - در میان بنفشه‌ها و لاله‌هایی که دست در دست باد می‌رقصیدند به جا مانده‌ بود.
زنی دست در موهایش کرده بود و می‌گریست، فحش می‌داد و به خودش لعنت می‌فرستاد، ای‌کاش چند وجب آن‌طرف‌تر، روی سنگ‌فرش‌های سرد و سنگی پیاده‌رو می‌افتاد!
مردی به نرده های باغچه تکیه داده بود و به جای خالی زن چشم دوخته بود. خاکستر سر سیگار را با انگشت اشاره‌اش تکاند و دود را از ریه‌هایش بیرون داد.
سیگار می‌کشید و به زن فکر می‌کرد.
همان‌طور که سیگار ذره ذره می‌سوخت و محو می‌شد، ذراتی از وجود مرد هم دود می‌شد و در دست باد ناپدید می‌شد...
راستی! مرد سیگار می‌کشید یا سیگار مرد را می‌کشید؟

۸۱

شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه امروز صبح، طرح حذف کردن ضرب‌المثل « کبوتر با کبوتر، باز با باز / کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز » را تصویت کرد. لازم به ذکر است که در هفته گذشته اعتراضاتی به این بیت شعر به دلیل تبلیغ هم‌جنس‌گرایی صورت گرفته بود.


۸۰

لوزی : ( Low-Zi ) واژه‌ای انگلیسی، قشر کم درآمد جامعه، کسانی که وضعیت مالی متوسط به پایینی دارند.


۷۹

بولوار: [ اَب ] پدر جنگ، ترکیبی در زبان عربی به معنای جنگ‌طلب، کسی که جنگ راه می‌اندازد.


۷۷

پاها را باید شست...


سهراب سپهری - نماز جماعت دبیرستان


چهارفصل




چهارتا مربع ۱۸ سانتی‌متر در ۱۸ سانتی‌متر رو به ۳۶ قسمت مساوی تقسیم کنید و با استفاده از گواش یه چینش رنگ از چهار فصل ارائه بدید.
این صورت مسئله بود، صورت مسئله تمرین درس بیان معماری ۲ که روز یک‌شنبه تحویلش دادم. قبل از دانشگاه، وقتی که رشته ریاضی می‌خوندم تجربه چالش‌هایی از این جنس رو نداشتم. یه تمرین جالب دیگه‌ای که ترم قبل داشتیم این بود: ما رو به بازدید از یه خونه تاریخی تو اصفهان بردن که الان کارگاه ساخت صنایع‌دستی شده. بازدیدمون ۲ ساعت طول کشید و تکلیف جلسه‌ بعد این بود: حس‌تون از این خونه تاریخی رو در قالب یه حجم بسازید و بیارید :))

من و هم‌اتاقیم ( علی ) از ده شب شروع به کار کردیم، علی یک‌ونیم شب کارش رو تموم کرد. کار من‌ هم نزدیکای چهار صبح تموم شد:




آیا می‌دانستید؟



آیا می‌دانستید که هندزفری‌ها پس از شسته‌شدن هم‌چنان کار می‌کنند؟

هندزفریم توی جیب شلوارم بود و توی ماشین لباس‌شویی شسته شد :)


به نظر می‌رسه اضافه بر این که حسابی تر و تمیز و خوش‌بو شده، کیفیت صداش هم بهتر شده :))


The Breadwinner - 2


پروانه و پدرش نورالله علی‌زَی در کنار خیابان بساط پهن کرده‌اند. سگی جلو می‌آید و بساط را به هم می‌ریزد.
پروانه: گم شو!
سرباز طالبان ( به پدر ) : چرا این دختر صداش رو بلند می‌کنه؟ اون حق نداره داد بزنه. توجه‌ها رو به خودش جلب می‌کنه.
سرباز طالبان کم سن و سال است، پشت لب‌هایش تازه سبز شده.
پدر: دست بردار. اون یه دختر کوچولوئه.


The Breadwineer



نان‌آور ( The Breadwinner ) یکی از نامزدهای اسکار ۲۰۱۸ در بخش انیمیشنه. داستان فیلم توی افغانستانِ تحت حکومت طالبان می‌گذره. نورالله علی‌زًی، پدر خانواده به جرم داشتن کتاب‌های ممنوعه و تدریس به زنان توسط طالبان دست‌گیر می‌شه و پروانه، دختر کوچک خانواده موهایش را کوتاه می‌کنه و به عنوان یک پسر در جامعه حاضر می‌شه تا بتونه به خانواده‌اش کمک کنه، تا بتونه برای دوباره دیدن پدرش تلاش کنه...


۷۲

کفش‌هایم کو؟
چه کسی بود صدا زد سهراب؟


سهراب سپهری - روز اول مهر

Designed By Erfan Powered by Bayan