...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


تک انار تک درخت پاییزی...

قراره فردا صبح دوباره ببینمت. کلاس ۸ صبح.

این حالمو بد می‌کنه. هیچ وقت نفهمیدم. هیچ وقت نفهمیدم. نفهمیدم که دقیقا نسبت به تو چه حسی دارم؟ نفهمیدم که کی هستی، نفهمیدم که چی هستی. تو مثل یه اناری، تک اناری روی تک درخت پاییزی یه خونه قدیمی کاشونی!

خیلی چیزا رو نفهمیدم... و انگار قرار نیست بفهمم.

دعوتت کردم به پیاده‌روی که با هم گپ بزنیم و چای بخوریم. شاید هم نباید این قدر سخت بگیرم قضیه رو... تلاش کنم که تجربه به دست بیارم!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan