...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


یازدهم محرم الحرام سنه ۲۰۱۸ میلادی

گرچه منزل بس خطرناکست و مقصد بس غریب...

« حافظ »

۱. و فردا باید برم دانشگاه ://
همین.

این ترم باید معدل الف بشم حتما.


۲. عاقبت بارون بارید... پس از ۱۴۴۰ (؟) سال.


۳. از اون نگاهتون وقتی می‌گید صنعتی شریف و دانشگاه تهران متنفرم. از اون خنده‌های احمقانه‌تون متنفرم. از غرور احمقانه‌تون متنفرم. از دروغ‌هاتون و از نیش‌خندهاتون متنفرم.

از پولدار بودنتون متنفرم. از این که گوشی آخرین مدل دارید، از این که ساز دارید و کلاس موسیقی می‌رید، از لپ‌تاپ‌های خوبی که برای کار کردن دارید متنفرم. از این همه امکاناتتون که حتی بلد نیستین یه ذره هم باهاشون کار بکنید متنفرم.

ولی مهم نیست... از اولش هم قرار نبوده که عادلانه باشه!


۴. و فردا دوباره باید برگردم دانشگاه، پیش اونایی که ازشون متنفرم.


۵. از خواب بیدار می‌شه. لباساش رو می‌پوشه و می‌ره پایین. خامه شکلاتی و آب پرتقال آمادست. آروم می‌شینه و صبحونه‌اش رو می‌خوره. ددی با کت و شلوار از پله‌ها میاد پایین و بهش یه ماچ می‌ده و می‌ره. کیف دانشگاهش و لوازمش رو برمی‌داره و سوار ماشین مامی می‌شه. با آیفون X اینستا رو چک می‌کنه و چندتا پست لایک می‌کنه و زیر چندتا استوری پیام می‌ذاره. مامی رو ماچ می‌کنه و پیاده می‌شه - میاد دانشگاه. 


+ حالم اصلا خوب نیست.


هه!
کم نیستن آدمایی که عذابمون میدن
بی توجهی بهترین راهه
موفق باشی
منم پس فردا باید برم مدرسه 
اولین باره که باید از خونوادم دور بشم  برم جایی دیگه
خیلی سخته لامصب بهش فکرمیکنم دلم میگیره 
بغ1پض میکنم
حالا هر چی که هست خدا قبل من اونجاست هوامو داره
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan