...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


یک و شیش و یک

نمی‌دونم چرا این روزا همش این بیت رو با خودم تکرار می‌کنم؟ چه قدر قشنگه...

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش / چو دیدش پلنگ‌افکن و پیل‌تن،
گر از عهد خردیت یاد آمدی / که بی‌چاره بودی در آغوش من،
نکردی در این روز بر من جفا / که تو شیرمردی و من پیرزن!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan