...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


خسته - قسمت اول

نه و نیم صبح است. پتوپیچ درون خودش جمع شده.
[ صدای زنگ گوشی ]
تکانی می خورد. با دست‌هایش دنبال گوشی می‌گردد.
- الو؟ جانم؟... آره خوبم... زیر پتو، تخت‌خواب، خوابگاه... چی؟ مگه ساعت هشت بود امتحان؟!؟... عه؟ جدی؟ ... خب... طوری نی... قربانت، خداحافظ...

[ گوشی را قطع می کند و دوباره می خوابد. ]
:|
خسته نباشید
:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan