...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


چنگیزخان

پابه‌پای سواران بی‌شمار مغول به سمت شهرها و حکومت‌های بزرگ می‌تازم. شهرها را به آتش می‌کشم و مردمان را از لبه تیغ نامرئی که سالیان زندگی تیزش کرده می‌گذرانم. با پایم بر شکم اسب می‌زنم و راهم را از میان جوی خون باز می‌کنم.

می‌خواهم ببخشم. می‌خواهم ترس و وحشت ببخشم. می‌خواهم از ترس، وحشت و اندوهی که در تمام این سالیان به من بخشیده‌اند خرج کنم.
جواب بخشش را باید با بخشش داد.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan