بیایید میزها را به دیوار چسبانیم

امروز دوشنبه است. کلاس روز دوشنبه، بیان معماری، را دوست ندارم. شلوغ است، نزدیک به چهل نفر در یک آتلیه کار می کنند، حرف می زنند، می آیند و می چرخند و می روند. سرسام می گیرم.

از اول ترم، تنها یکی دوبار تمرین تحویل دادم. دیگر بطری صبرم لبریز شد، پس بطری آب، دفتر و قلم، موبایل و هندزفری و شارژرش را برداشتم و به سکوت پناه بردم، به یک جای خلوت تر.




روز اول، استاد یک ساعت و نیم زمان داد و چینش میزها را به خودمان سپرد. من اولین ایده را دادم:
« بیایین میزها رو به دیوار بچسبونیم. این جوری به بهترین نحو از فضا استفاده میشه و برای رفت و آمد جا باز میشه. »
صدای همه درآمد:
« نه! این طوری نمی شه. می خوایم همدیگه رو ببینیم، می خوایم با هم حرف بزنیم. »
تعجب کردم. احمق ها! چه ابلهانه.




بیایید میزها را از هم جدا کنیم، به دیوار بچسبانیم شان  و در تنهایی، در سکوت شیرین، زادگاه ایده ها و جهان بی مرز خلاقیت کار کنیم.
۲ لایک
حسودیم شد بهت که رشته ات به هنر ربط داره
۲۳ آذر ۰۲:۵۲ خونه مادری
چه بلاهتی!

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان