1. هنری


می خواستیم اتاق خوابگاه را تزئین کنیم. یک عکس سالوادور دالی را برای کنفرانس ام پرینت گرفته بودم، به دیوار اتاق زدیمش. اتاق هنری شد.


2. هنری تر


گفتم: « بی خیال شو تو رو خدا. »

هم اتاقی گفت: « باحال می شه، هنری تر می شه. »

- می شه بگی هنری تر یعنی چی؟

- یه کار نو که به فکر کسی نرسیده، یه حرکت باحال. چه فایده ای داره که همین جوری صاف بذاریمش؟ بیا برعکسش کنیم.


3. هنری ترین



 من و دالی با چشم های گرد شده از تعجب به هم زل زده ایم. دالی را در حالی که یواشکی سیگار بهمن می کشید گیر انداختم!