عکس از خودم :)

دستش را زیر چانه زده بود. سالیان سال همان جور مانده بود، در حال فکر کردن بود. کسی به او توجه نمی‌کرد. خسته شده بود از خودش، خسته شده بود از سطل آشغال بودن.