...The Endless River

رودخانه بی‌پایان...


کتاب‌گرد (۶): جزء از کل

من به چشم در برابر چشم اعتقاد ندارم، ولی به یک گونی اسکناس برای یک چشم چرا.


کتاب‌گرد (۵): در باب زبان و زبان‌شناسی: پی‌‌جین و کریول

لحظه‌ای تصور کنید همه کسانی که این نوشته را می‌خوانند زبان بومی‌شان با هم فرق کند و آن مقداری از زبان انگلیسی که بلدند حاصل یکی دو سال تماس با این زبان در جایی از این دنیا و در اوان عمرشان بوده باشد. حال، اگر همه ما در جزیره بی‌آب و علفی گیر افتاده باشیم، عاقلانه‌ترین فکری که به خاطرمان خطور می‌کند این است که تنها راه ایجاد ارتباط با یکدیگر استفاده از همان اندک معلومات انگلیسی‌مان است. همین که چندسالی گذشت، بدون داشتن کتاب دستور زبان و بدون وجود سخنگوی بومی که اشتباهات‌مان را اصلاح کند یا واژه‌های جدید را به ما یاد دهد، همگی با این طرز حرف زدن، مهارت‌های خود را به منظور حفظ بقا گسترش می‌دهیم و ترکیباتی ابداع می‌کنیم که بعید است سخنگوی بومی انگلیسی بتواند از آنها سر درآورد.

زبانی که این‌گونه شکل می‌گیرد، آن هم بین مردمی که هیچ یک از زبان بومی خودشان مایه نگذاشته‌اند و مجبور بوده‌اند با استفاده از عناصری از زبانی دیگر که هیچ‌کدام به آن مسلط نیستند، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند همان است که زبان‌شناسان به آن پی‌جین می‌گویند.


بیش‌تر زبان‌های پی‌جین در جزایر بی‌آب‌وعلف شکل نگرفته‌اند، بلکه زمانی به وجود آمده‌اند که سخنگویان زبان‌های دیگر مجبور بوده‌اند به مدد تکه‌پاره‌های زبانی تحمیلی با یک‌دیگر ارتباط برقرار کنند. مثلا بردگان، کارگران روزمزد یا فروشندگان دوره‌گرد. پی‌جین‌ها در مناطفی استفاده می‌شد، مثل کشتزارهای آمریکا، که بردگان بر آنها کار می‌کردند، جزایر جنوبی اقیانوس آرام، که کارگران ساده را از جزایر بسیار پراکنده به آنجا می‌بردند و در افریقا و اقیانوس آرام، که به واسطه وجود مراکز دادوستد شهری مردمانی با زبان‌های متنوع و متفاوت در آنجا گرد می‌آمدند. 

پی‌جین‌ها در ابتدای شکل‌گیری‌شان زبان‌های ساده‌شده‌ای‌اند، اما بعضی وقت‌ها پیش می‌آید که کودکان در خانواده‌ای به دنیا می‌آیند که کودکان در خانواده‌ای به دنیا می‌آیند که والدین به پی‌جین حرف می‌زنند. مثل بقیه بچه‌ها در هرجای دیگر دنیا، این کودکان در حین رشدشان زبانی را که از اطرافیان می‌شنوند فرامی‌گیرند و زبان خودشان می‌شود. اما بر خلاف دیگر کودکان، همین که زبان والدین‌شان را یاد گرفتند، آن را وسعت می‌دهند و از زبانی نامفهوم و موقت به زبانی تمام و کمال و جدید تبدیلش می‌کنند. زبان‌شناسان به این زبان‌های جدید، که سخن‌گویانشان نسل بعد خانواده‌ها هستند، زبان‌های کریول می‌گویند.


در دنیا ده‌ها زبان کریول وجود دارد که از زبان‌های اروپایی مثل انگلیسی، فرانسوی و پرتغالی مشتق شده است، همین طور از زبان‌های غیراروپایی مثل عربی و سواحلی. 

زبان‌های کریول میلیون‌ها سخنگو دارند. نباید تصور کرد که این زبان‌ها گونه‌های شکسته‌شده‌ی زبان‌های واقعی‌اند. زیرا دستور زبان جا افتاده دارند، در مدارس تدریس می‌شوند و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات از آنها استفاده می‌کنند.


کتاب‌گرد (۴): جزء از کل

... بیچاره ما فرزندان یاغی‌ها! درست مثل شما حق داریم تا علیه راه و روش پدرمان طغیان کنیم، قلب ما هم پر است از انفجار یاغی‌گری‌ها و انقلاب‌ها. ولی چه‌طور می‌شود علیه طغیان قیام کرد؟ این کار به معنای بازگشت به همرنگی با اجتماع نیست؟ جالب نیست. اگر چنین کاری بکنم، یک روز پسر خودم علیه من طغیان می‌کند و تبدیل به پدرم می‌شود ...


تک انار تک درخت پاییزی...

قراره فردا صبح دوباره ببینمت. کلاس ۸ صبح.

این حالمو بد می‌کنه. هیچ وقت نفهمیدم. هیچ وقت نفهمیدم. نفهمیدم که دقیقا نسبت به تو چه حسی دارم؟ نفهمیدم که کی هستی، نفهمیدم که چی هستی. تو مثل یه اناری، تک اناری روی تک درخت پاییزی یه خونه قدیمی کاشونی!

خیلی چیزا رو نفهمیدم... و انگار قرار نیست بفهمم.

دعوتت کردم به پیاده‌روی که با هم گپ بزنیم و چای بخوریم. شاید هم نباید این قدر سخت بگیرم قضیه رو... تلاش کنم که تجربه به دست بیارم!


کتاب‌گرد(۳): درباب زبان و زبان شناسی: زبان‌های بومی آمریکا


چه قدر جالبه! پیش‌وند 'wa در اول واژه این مطلب رو می‌رسونه که باقی اجزای واژه به نظر گوینده واقعی هستن، این پدیده می‌تونه نمایانگر فرهنگ سرخ‌پوستی و اهمیت‌شون به خلسه رو می‌رسونه، به طوری که از پیش‌وند ('wa) برای تمایز بخشیدن بین واقعیت و غیرواقعیت استفاده می‌کنن.


کتاب‌گرد(۲): درباب زبان و زبان شناسی: آن گوزن

هر زبان برای خودش یک طرز منحصربه‌فرد دیدن جهان است، با تجربیاتی فروپیچیده در لفاف واژه‌ها و واجد تمایزاتی ظریف. مثلا، اگر بتوانید به یکی از زبان‌های اسکیمویی حرف بزنید و بخواهید بگویید «آن گوزن»، واژه معادلی برای «آن» پیدا نمی‌کنید. ابتدا باید توجه کنید که گوزن ایستاده است یا در حال حرکت. اگر ساکن است باید مشخص کنید گوزن در دیدرس‌تان است یا از حوزه دیدتان خارج است. اگر می‌توانید آن را ببینید، باید مشخص کنید که آیا نزدیک شماست، نزدیک مخاطب‌تان است یا دور است. و حتی بالا سرتان، یا در پایین پایتان است، یا دارد نزدیک می‌شود، و آیا این همان گوزنی است که پیش‌تر درباره آن صحبت کرده‌اید؟ کل هر یک از این ایده‌ها فقط در یک واژه بسته‌بندی می‌شود که ترجمه ساده‌اش می‌شود «آن».




واژه هندی کَل (kal) را در نظر بگیرید. این کلمه محدوده زمانی خاصی را مشخص می‌کند. جالب اینجاست که اگر امروز هشتم ماه باشد، کَل هم به روز هفتم و هم به روز نهم اشاره دارد، تا کدام مورد نظر باشد. این امر سبب می‌شود که سخن‌گویان هندی برداشت منحصربه‌فرد و خاصی از زمان داشته باشند، طوری که دیگران هرگز آن را درک نکنند، چه در زبان آنان زمان پدیده‌ای است که به دو سمت گسترده می‌شود، کَل یک روز با امروز فاصله دارد، یا دیروز است و یا فردا.


آشنایی دقیق‌تر با The Art of Storytelling پیکسار ( برای آرفه ... )


ممنونم
می خوام بدونم چه جوری گذروندینش؟چه چیزایی یادگرفتین.
میشه مفصلاً درموردش پست بذارین.
البته اگه دوست دارین.
چون بنظرم خیلی دوره جذابی بوده.وکنارهم قرار گرفتن پیکسار وstory telling من رو به قدرکافی هیجان زده کرده.
:)



یه ماه گذشته.
 قرار بود برای آرفه ... درباره دوره the Art of Storytelling دقیق و مفصل توضیح بدم. برای تاخیر یه ماهه‌ام متاسفم، ولی ناراحت نیستم اصلا :)) بالاخره کاریه که شده :"
جدای از شوخی، علت اصلی اینه که این چند وقت مشغول خیلی کارا بودم و حسابی از فضای این دوره فاصله گرفتم. بیش‌تر از این بدقول نمی‌شم و تمام تلاشم رو می‌کنم، که دوباره فکرم رو جمع و جور کنم و توضیح بیش‌تری بدم...



  • چه جوری گذروندمش؟
قبل از هرچیز، نکته مهمی که باید بدونید اینه که the Art of Storytelling قسمتی از یه دوره آموزشی بزرگ‌تر به نام Pixar in a box عه. در این پست من به طور خاص درباره the Art of Storytelling صحبت می‌کنم.
Pixar in a box محصول همکاری بین پیکسار و مؤسسه آموزشی Khanacademy عه، تمام بخش‌های این مجموعه رو می‌تونید به صورت رایگان در سایت Khanacademy بگذرونید و در صورتی که خارج از کشور باشید می‌تونید با پرداخت مبلغی پول گواهی رسمی حضور در دوره رو دریافت کنید.


  • با چه چیزی مواجه می‌شم؟
۴۲ قسمت فیلم که به طور میانگین بین پنج تا شیش دقیقه هستن. توقع بحث سنگین نداشته باشین! فضای فیلما خیلی خیلی روونه. ۸۰ درصد زمان هر کلیپ به مصاحبه می‌گذره. اول هر کلیپ مجری توضیح کوتاهی می‌ده. دو تا سه سوال درباره یه موضوع پرسیده می‌شه و هنرمندهای مختلف پیکسار نظرات، شیوه‌ها و تجربیات خودشون رو می‌گن‌ ( خیلی از هنرمنداشون واقعا شخصیت‌های جالب و باحالی دارن :)) ) و در انتها یک جمع‌بندی از بحث توسط مجری ارائه می‌شه.

  • چه چیزایی یاد گرفتم؟
شاید اسم درست‌تر این دوره، the Art of Storytelling in Animation باشه. من مهارت‌هایی رو یاد گرفتم که به کار یه انیمیشن‌ساز / و یا فیلم‌ساز میان، و گذروندنش برای کسی که می‌خواد داستان‌نویسی ( در معنای کلی، مثلا نوشتن داستان کوتاه و یا نوشتن رمان ) انجام بده خیلی مناسب نیست. سه بخش اول بیش تر درباره مفاهیم کلی داستان ها هستن و سه بخش بعدی بیش تر درباره فریم و تصویرن.

the Art of Storytelling از شش بخش تشکیل شده: 
  1.  Storytelling
  2. Character
  3. Structure
  4. Visual Language
  5. Film Grammar
  6. Pitching and Feedback

( موضوعاتی که برای خودم جالب بودن رو با رنگ آبی مشخص کردم. )

بخش اول: مفاهیم پایه‌ داستان گفته می‌شه. خط زمان چیه؟ جهان چیه؟ کاراکتر چیه؟
بخش دوم: مقدمه‌ای بر کاراکتر. خصوصیات درونی و بیرونی کاراکتر‌ها. نیازها در مقابل خواسته‌ها، منحنی کاراکتر، موانع.
بخش سوم: مقدمه‌ای بر ساختار داستان. داستان رو چه طور به Act های مختلف تقسیم می‌کنیم؟ بررسی Act 1، بررسی Act 2، بررسی Act 3. 
بخش چهارم: مقدمه‌ای بر زبان بصری. خط، شکل، فضا، حرکت، نور، رنگ.
بخش پنجم: مقدمه‌ای بر گرامر فیلم. Beat چیه؟ شات چیه؟ شات‌های عظیم. شات‌های دینامیک. استوری‌برد. 
بخش ششم: مقدمه‌ای بر Pitching و فیدبک. Pitching چیه؟ فیدبک گرفتن. فیدبک دادن. تعمق در فیدبک. Storyreel ( این بخش درباره ارائه داستان به دیگران، بازخورد‌هایی که می‌گیرین و بررسی کردنش صحبت می‌کنه. )

  • کنارهم قرار گرفتن پیکسار وstory telling من رو به قدرکافی هیجان زده کرده.
بله بله! قطعا همین طوره. شک نکنید. وقتی اسم پیکسار بزرگ میاد، سر من ناخودآگاه به احترامش خم می‌شه.
 این دوره برای هر انیمیشن‌ساز / فیلم‌ساز تجربه‌ای فراموش نشدنیه. خارج از ساختار، و در عین حال ساختارمند. با حالتی گپ مانند و روون. کلی توصیه دوستانه و کاملا کاربردی.

  • یک توصیه:

حتما و حتما از مطالب یادداشت بردارین! مطالب مطرح شده در این دوره به شدت فرّار هستن. با نوشتن به بند بکشیدشون.





موسیقی در خون من جاریست...


با این که کم تر از دو دقیقه تمرین کردم عالی سنج زدم (دلتون بسوزه) - موسیقی تو خونمه.


زیر پوست سر

اون چیزی که زیر پوست سرمه برام خیلی مهم‌تر از اون چیزیه که روی پوست سرمه. 

به همین خاطره که دیگه وقت نمی‌ذارم موهامو بلند بکنم.

 به جای این که موهام بلند باشه و فکرم کوتاه، ترجیح می‌دم که موهام کوتاه باشه و فکرم بلند.


کی جلوی رود رو بست؟

چرا نقاشی نه، چرا موسیقی نه؟ یه ملودیکای کوچولو هم کارت رو راه می اندازه، درست نمی گم؟ چرا صنایع دستی نه؟ 

رود تنها یه مسیر برای جاری شدن نداره - یه مسیر شصت و هفت تومنی، یه ساعت و نیم تو هفته؟ 

نه.

 


شب خوش!

خستم... مثل یه خرس گریزلی نر که چهارساله زمستونا خواب زمستونی نرفته...


کتاب‌گرد(۱): درباب زبان و زبان شناسی: زبان اشاره

... مردم معمولا متوجه نیستند که زبان‌های اشاره متعدد و متفاوتند. درست مثل زبان‌های گفتاری. مثلا لهجه‌های متفاوتی از زبان اشاره امریکایی وجود دارد، که مثل انگلیسی گفتاری هم به لحاظ جغرافیایی تغییر می‌کند، هم در بین گروه‌های اجتماعی. اما، گوناگونی در زبان اشاره، به خصوص در سطح جهانی، آشکارتر است. نشانه‌هایی که در زبان اشاره ایتالیایی به کار می‌رود، برای کسی که از زبان اشاره امریکایی استفاده می‌کند به آسانی مفهوم نیست، و به عکس...

... زبان اشاره در ابراز هرآنچه در زبان گفتار میسر است توانی فوق‌العاده دارد، به خصوص که در آن از توانایی‌های انسانی کاملا متفاوتی استفاده می‌شود. بر اساس گفته شنوایانی که این زبان را آموخته‌اند، ایجاد ارتباط به وسیله‌ زبان اشاره پنجره‌ای به فرهنگی متفاوت می‌گشاید، دیدگاهی کاملا متمایز را می‌شناساند و به خصوص باعث درک نحوه نگرش ناشنوایان به جهان می‌شود. به هرحال، این بار که خواستید زبان جدیدی بیاموزید، به زبان اشاره هم فکر کنید.




این جوری عاشقانه‌ به نظر میاد؟


تا حالا شده غریق نجات احساسات غرق‌ شده‌ات باشی؟ وقتی احساست داره نفسای آخرش رو می‌کشه. دست و پا میزنه. توی آب بالا و پایین می‌ره. وقتی هیچ راه‌حلی نمی‌بینی. وقتی تمام شواهد دنیا علیهت هستن، و حتی ذهن خودت نمی‌تونه به نفع احساست دلیل و شاهدی بیاره. همه علیه خودت شمشیر کشیدن، و تیز ترین‌شون؟ توی دست خودته.

چارخونه ( قدم،قدم،قدم،قدم. )

بچه‌ها تنه می‌زدن و رد می‌شدن، تنه می‌زدن و رد می‌شدن. می‌خندیدن و بلندبلند حرف می‌زدن.
می‌خواستم ازش زودتر سؤال بپرسم. که بتونم ازش جلو بزنم و در انتظارش بایستم، تا باهاش حرف بزنم. زودتر ازش سوالم رو پرسیدم، کوله‌ام رو به دوش کشیدم و از آمفی‌ تئاتر زدم بیرون. همون طور که با بچه‌ها گپ می‌زدم و می‌خندیدم در خروجی رو زیر نظر داشتم کی بیرون می‌زنه. اومد بیرون.
رفتم دنبالش، باید می‌گفتم. باید می‌گفتم. باید اون چیزی رو که توی دلم بود، اون چیزی که مغزم رو از کار انداخته بود بهش می‌گفتم. کوله پشتی، مانتوی چارخونه و مقنعه سیاهش - قاب قرمز گوشی‌اش.

هم اکنون - تمرین جلسه اول بیان معماری ۳




Colorful

:)


آخرش به خوبی و خوشی تموم شد


این ترم من = بیان معماری ۳ + مقدمات طراحی معماری ۳ + انسان، طبیعت، معماری + معماری معاصر ۱ + تنظیم شرایط محیطی + مقاومت مصالح و سازه‌های فلزی + ارائه معماری به کمک رایانه + انقلاب اسلامی ایران

۱ ۲ ۳ . . . ۷ ۸ ۹
Designed By Erfan Powered by Bayan